عمر السهروردي ( مترجم : ابومنصور اصفهانى )

8

عوارف المعارف ( فارسى )

رحم اللّه الماضين و الغابرين منهم . قال رسول اللّه - صلعم - : « فقيه واحد اشدّ على الشّيطان من الف عابد » « * » يعنى ، بر شيطان آن آسان‌تر باشد ، كه هزار عابد بىعلم از راه ببرد ، از آنكه فقيهى را اضلال كند و وى را از راه ببرد . و ببايد دانست كه : علم در راه سلوك بنياد است . و هر بنا كه نه بر اساس نهند ، زود خراب شود . و عالم و فقيه نه آنست كه ، مسائل و كتاب بسيار ياد دارد ، بلكه فقيه آنست كه : زاهد باشد در دنيا . و اندرون خود پاك گرداند از لوث محبّت دنيا ، و جاه و مال ، و عزّ و اقبال ، و طلب مناصب و مفاخر ، و القاب مناقب و مآثر ، و غلّ و غشّ و حسد و حقد و عداوت و بغض . و از علم دراست آن‌قدر بياموزد ، كه در عمل آورد ، چون به عمل مشغول شود ، به آن مقدار كه معلوم او باشد ، علم وراثت به دو رسد ، يعنى نسبت درست كند به انبياء - عليهم السّلام - قال رسول اللّه - صلعم - : « العلماء ورثة الأنبياء » « * * » يعنى : دانايان ميراث‌داران پيغمبران‌اند ، هرآينه صوفيان در صحّت اين نسبت كوشيدند ، و از علم حظّى وافر و از عمل حظّى كامل حاصل كردند . تا ميان علم دراست و علم وراثت جمع كردند . و به بصيرت دل ، قبح و زشتى و بىثباتى دنيا بديدند . و از وى اعراض نمودند . و به همگى دل و جان ، طالب آخرت و رضاى حق تعالى شدند ، و به قطع علايق و عوايق مشغول آمدند . و اندرون را از ما سوى اللّه پاك كردند . تا دلهاى ايشان ، مستعد الهامات غيبى ، و مولد تجلّيات سرمدى آمد . شيخ تاج الدّين شنهى - قدس اللّه روحه - گفت : در مدح ايشان . شعر : شنگوليان كه راه قلندر همىروند * در آتش بلا ، چو سمندر همىروند چون خضر بهر يافتن چشمهء حيات * در ظلمت عدم چو سكندر همىروند غوّاص‌وار تا به كف آرند درّ درد * در بحر بيخودى زره سر همىروند در راه جستجو و تك و پو و ها و هو * با وهم تيز گام برابر همىروند نى نى ، دو بال ساخته از فقر و از فنا * از غيب و غيب غيب ، فراتر همىروند اينند مرد كار و دگر گاو و خر شمار * عيسى گذاشته ز دم خر همىروند چون اين طايفه ، در تزكيهء نفس ، و تصفيهء دل و تجليهء روح يد بيضا نمودند ، از جملهء مقرّبان و مخصوصان حضرت عزّت گشتند . و بدين اسم مشهور شدند . و ببايد دانست كه : هر آنگاه كه در اين كتاب ذكر صوفيان كنيم ، بدان مقربان خواهيم . و فرق ميان متصوّف و صوفى آنست كه ، متصوّف از جملهء ابرار باشد . و همگى همّت و نهمت او ، به وصول مقامات بود . و صوفى دربند تحقيق حال بود . و متصوف ، چون محقق حال و صاحب حال شود ، صوفى گردد ، و هر آنكه جز از ايشان‌اند ، در زىّ و خرقهء ايشان‌اند ، خويشتن را بدان مانند مىكنند . و اللّه اعلم .

--> ( * ) جامع الصغير ج 2 ص 77 . ( * * ) جامع الصغير ج 2 ص 69 .